* آدمها از آنچه در آینه می بینید، غمگین ترن...* امروز یکی از همکارام یهو های های زد زیر گریه. از مشکلات خانوادگی ش گفت و سختی هایی که پشت سر گذاشته.* بغلش کردم و صبر کردم خودش رو با گریه کردن خالی کنه.* نهایتا هم سه نفری رفتیم یه رستوران خوشگل و نهار مهمونشون کردم. وقت خداحافظی چشماش میخندید...* براش بهترین هارو آرزو میکنم ، بهترین اتفاق ها...
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم دی ۱۴۰۲ ساعت 21:56 توسط من
|
برچسب:
نویسنده: امیر رحمانی
تاريخ: يکشنبه
8 بهمن
1402 ساعت: 12:59